«روزي تو خواهي آمد.»
u «روزي تو خواهي آمد.»

سپارنده دانش نزد غير اهل آن، مانند آويزنده گوهر و مرواريد و طلا برگردن خوکان است . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]

پنجشنبه 31 مرداد 1387

 RSS 

«اوّل دفتر»

«پارسي بلاگ»

«مکاتبه با من»

«درباره من»

کل بازديدها : 26122

بازديدهاي ديروز :22

vموضوعات وبلاگ

مذهب
نبوت و امامت
دوران غيبت
ظهور و علائم آن
دشواري دين‏داري
ادبيات متعهد
ادبيات شيعي

vلوگوي وبلاگ

«روزي تو خواهي آمد.»

vاشتراک

نام:

ايميل:

 

vوبلاگ دوستان





و نزلنا عليک الکتاب تبيانا لکل شيء
سيد مهدي شجاعي
فکر نکن روشنفکري
انجمن تفکر مباني
مجمع وبلاگ نويسان مهدوي
مرگ را تجربه کنيد
این همینه ...همین ... نه بیشتر نه کمتر
همسفر مهتاب
آخوندها از مريخ نيامده اند!!!
پرنده اي هست ....
آزادي بدون تباهي
بزم شبانه
بـــهارا نـه
پيامبر اعظم(صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم)
بوي سيب
الهي و ربي من لي غيرک
بازي بزرگان
خلوت تنهايي
کشکول من
احساس با تو بودن
دايرکتوري وبلاگ‏هاي قرآني
کوثر
در همه حال بگو سپاس
به خود آييم و بخواهيم،‏که انسان باشيم...
يا حسين (ع)
قدرت شيطان
مه نو سفر
COMPUTER&NETWORK

vآنچه گذشت

1 - 10 [10]
11 - 20 [10]
21 - 30 [10]
31 - 40 [10]
41 - 50 [10]
51 - 60 [10]
61 - 70 [10]

vمناجات

vجستجو در وبلاگ

! + علي...

چهارشنبه 26/4/1387 11:18 صبح


پيامبر اعظم-صلّي الله عليه و آله- خطاب به حذيفه فرمود:
اي حذيفه! پس از من حجّت خدا بر شما عليّ بن ابي طالب است، کفر ورزيدن به او کفر ورزيدن به خداست و شرک نسبت به او شرک نسبت به خداست و شکّ در او شکّ در خداست و روي گرداندن از او روي گرداندن از خداست و انکار او انکار خداست و ايمان به او ايمان به خداست؛ زيرا او برادر پيامبر خدا و وصيّ او و امام و سرپرست امّت اوست، و اوست ريسمان محکم خدا و استوارترين دستاويز که هرگز نخواهد گسست.
به خاطر او دو گروه هلاک مي‌شوند حال آنکه او بي گناه است، دوستداراني که درباره‌اش زياده‌روي مي‌کنند و کساني که در حقّ او کوتاهي مي‌نمايند.
اي حذيفه! از علي جدا مشو که از من جدا شده‌اي و با او مخالفت مکن که با من مخالفت کرده‌اي، بي‌شک علي از من است و من از اويم، هر که او را ناخشنود سازد مرا ناخشنود ساخته است و هر که او را خوشنود نمايد مرا خشنود نموده.


بحار الأنوار، ج38 ص97


نويسنده : سيد هادي موسوي

? سخن شما؟

! + اين روزها...

جمعه 17/12/1386 11:54 عصر

اين روزها
نه سپيدم
نه سياه
دستي در دست رهايي دارم
پايي در بند
حيرانم اي نازنين!
اينگونه ام مخواه


نويسنده : سيد هادي موسوي

? سخن شما؟

! + «ريختن آبروي برادر»

سه‏شنبه 27/6/1386 10:13 صبح


پيامبر اعظم-صلّي الله عليه و آله-:


اُخبرُکُم بالَذي هُوَ شَرٌ مِنَ الزِّنا، «وَقعُ الرجُل في عِرض أخيهِ».
شما را از چيزي بدتر از زنا با خبر مي‌کنم، «ريختن آبروي برادر».


مصادقة الإخوان، ص76


نويسنده : سيد هادي موسوي

? سخن شما؟

! + «شيعيان ما از ما شکيباترند...»

سه‏شنبه 6/6/1386 4:40 عصر


امام صادق-عليه السّلام-:


إنّا صُبَّرٌ وَ شيعَتُنا أصبَرُ مِنّا،... لِأنّا نَصبرُ عَلي ما نَعلَمُ وَ شيعَتُنا يَصبرونَ عَلي ما لايَعلَمونَ.
به يقين ما شکيباييم و شيعيان ما از ما شکيباتر،... زيرا ما بر آنچه مي‌دانيم شکيب مي‌ورزيم ولي شيعيان ما بر آنچه نمي‌دانند.


اصول کافي، ج2ص93


نويسنده : سيد هادي موسوي

? سخن شما؟

! + و امّا دخترم فاطمه...

چهارشنبه 9/3/1386 10:3 صبح


پيامبر اعظم-صلّي الله عليه و آله-:


وَ أمّا إبنَتي فاطِمَةُ فَإنّها سَيِّدَةُ نِساءِ العالَمينَ مِنَ الأوَّلينَ و الآخِرينَ وَ هيَ... .


و امّا دخترم فاطمه، پس به يقين او سرور زنان جهانيان از اوّلين تا آخرين است و او جزئي از من، نور چشم من، ميوه دل، و جان من در کالبد من است، و او حوريه‌اي انسان نماست که هرگاه در محراب خود و در پيشگاه پروردگارش-جلّ جلاله- مي‌ايستد نورش بر فرشتگان آسمان مي‌درخشد آن سان که نور ستارگان براي اهل زمين مي‌درخشد و خداوند-عزّ و جلّ- به فرشتگانش مي‌فرمايد: اي فرشتگانم! به کنيزم فاطمه بنگريد که سرور کنيزان من است، در حالي پيش رويم ايستاده که شانه‌هايش از خوف من ميلرزند و با دل خويش به پرستشم روي آورده است. شما را شاهد مي‌گيرم که شيعيان او را از آتش امان دادم.


أمالي صدوق، ص175


نويسنده : سيد هادي موسوي

? سخن شما؟

! + تؤبه آدم-عليه السّلام-

دوشنبه 3/2/1386 6:53 صبح


«فتَلَقّي آدَمُ مِن رَبِّهِ کَلِماتٍ فتابَ عَلَيهِ إنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ»(بقرة : 37)
پس آدم از پروردگارش کلماتي دريافت و خداوند تؤبه او را پذيرفت که او تؤبه پذير و بخشاينده است.


عَن إبن عَبّاسٍ قالَ: سَألتُ النَّبي عَن الکَلِماتِ الَّتي تَلَقّاها آدَمُ مِن رَبِّهِ فتابَ عَلَيهِ، قالَ: سَألَهُ بحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَليٍ وَ فاطِمَةَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَينِ إلّا تُبتَ عَلَيّ فتابَ اللهُ عَلَيهِ.
ابن عباس گفت: از پيامبر-صلّي الله عليه و آله- درباره کلماتي که آدم از پروردگارش دريافت و خداوند تؤبه او را پذيرفت، پرسيدم، فرمود: از پروردگارش خواست: به حقّ محمّد و علي و فاطمه و حسن و حسين-عليهم السّلام- تؤبه‌ام را بپذير و خداوند تؤبه‌اش را پذيرفت.


معاني الخبار، ص 125


نويسنده : سيد هادي موسوي

? سخن شما؟

! + «دوستي با جنس مخالف»

چهارشنبه 12/7/1385 1:43 صبح

شايد شما هم از کساني باشيد که مي پرسند: «چه عيبي دارد آدم، دوستاني از جنس مخالف داشته باشد؟»
بد نيست همين حالا قرآن را باز کنيد، آيه 25 سوره نساء و آيه 5 سوره مائده را بخوانيد؛


عبارات «مُتَّخِذاتِ أخدانٍ» و «مُتَّخِذي أخدانٍ» به ترتيب اشاره به زنان و مرداني‌ست که دوستاني پنهاني از جنس مخالف داشتند.
از ترجمه و تفسير اين دو آيه چنين بر‌مي‌آيد که اينگونه دوستيها از عادات زشت بعضي از کنيزان و بردگان بي‌ايمان «عصر جاهليّت» بود و در کنار گناه بزرگي همچون «زنا» مورد غضب خداوند گرفت.


بي سبب نيست که عصر ما را «عصر جاهليّت ثاني1» لقب داده اند.


***         ***          ***


1-امام صادق-عليه السّلام-: در آينده «جاهليت ديگري» خواهد بود. (تفسير نورالثّقلين، ج4ص269)


نويسنده : سيد هادي موسوي

? سخن شما؟

! + «خير کثير»

يکشنبه 25/4/1385 4:59 عصر

تلفظ کامل آيه در زبان عِبري: وُ ليشَمعيل شِمَعتيخا هينِّه برختي اوتُو و هيفرتي اوتوا و هيبرتي اتو بمئدمئد شنيم عاسار نسيئيم يولد و نتتيو لغوي غادُل


[اي ابراهيم] تو را در مورد اسماعيل اجابت فرمودم، اينک او را برکت داده، بارور نموده، بسيار کثير گردانم، به وسيله محمّد و دوازده رئيس که از وي پديد آيند، او را امّت بزرگي خواهم نمود.


کتاب مقدّس، سِفر پيدايش 17 : 20-21  


نويسنده : سيد هادي موسوي

? سخن شما؟